شايد اين چيزيه كه رو پيشونيه ما نوشتن " هميشه در عذاب "
فكر كنم بتونه واقعا معنيشو برسونه روز و روزگار منو
اينكه كسي نباشه كه دركت كنه، كسي نباشه كه تحمل شنيدنت غرهات رو بيشتر از يه روز داشته باشه، اينكه وقتي بهش اميد ميدي باهات هم زبون بشه تا ارزش پيدا كني، بيرون رفتي سرت نزنه و اسمش نشه واقعيت، تويه زندگيت نوري نباشه
خيلي سخته
١١ من سوخت و رفت مثل خودم
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی