خرید بک لینک

هیچ وقت فکرشو نمیکردم این بلا سر من بیاد

هیچ وقت فکر نمیکردم هر لحظه به مرگ فکر کنم که کی دوباره میشه ببینمت

چیزی واس بیان نیس

بسیار پُر از هیچَم !! بسیار ...

هیچ وقت به خیال تک تک سلولام نمیرفت خواهر یا برادرم بخواد از بینیشون خون بیاد چه برسه اینکه بمیرن !!

نمیدونم اشتباه کجا بود، هیچ جای این مسئله برام قابل حل نیست، حس میکنم تویه اون زندگی که هیچ موقع آرزوشو نمیکردم قرار پیدا کردم ‌و راه فراری ندارم و محکوم به ادامه ی راهم

برادر عزیزم، تمام ثانیه های زندگیم همراه منی، وقتی بیدار میشم، میخوابم، راه میروم، ماشین میرونم، گوشی بدست میگیرم، گل هارا نگاه میکنم، به آسمان خیره میشم، صدای پرندگان را می شنونم ...

پشت و پناه من باش، تنهام نزار ...

برچسب: نویسنده: نیکا یزدانی تاريخ: دوشنبه 30 شهريور 1405 ساعت: 6:25

صفحه بندی