خرید بک لینک
امروز ورقه های بچه هارو بردم توو یونی ثبت کنم

اووووووووووه

صبر کنید چن مین

وااااااااااای خدا مردمممممم !!!!!!!!!!!

نیم کیلو فلفل خریدم دارم میمیررررررررررررررررررم وااااااااااااااااااااااااااااای !!!! همشون عینهو زهره مار :|

خب یکم بهتر شدم

اول حساب کردم دیدم 8 نفر 20 شدن ! :|

نشستم دوباره حساب کردم که دیگه ضایع نشه 4 تا 20 دادم

کف نمره هم یه 12 بود بقیه بالا 14

دلم نمیخواست کسی وقتی نمرشو دید از همه چیزو همه کس نا امید شه :)

اینکه بتونی حتی به یه نفر امید اینو بدی که زندست و اگه تلاششو بیشتر کنه حتما به نتیجه میرسه خیلی مهمه ...

نمره هارو ثبت کردم که گوشیم زنگ خورد

طرف داشت داد می کشییییییید دمت گرم باباااااا تو دیگه کی هستی

پیش دکتر بودم گفتم ممنون خواهش میکنم خدافظ

از اتاق دکتر رفتم بیرون، پسرا یکی یکی دارن میان بغلم میکنن و ماچ و موچ

کم مونده بود اون وسط چنتا از دخترا هم بیان، حس خوبی بود که به همشون امید زنده بودن تویه دانشگاهیو دادم که خیلی سخته درس خوندن : )

البته حق یه تعداد ک//س خل بود که با 2 بندازم ولی دلم نیومد :|

و اینکه به بابام فلا زنگ نزدم عیدو تبریک بگم و فکر کنم خوابه، فردا حتما میزنگم ....

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۰۵ساعت 1:5  توسط JF |

برچسب: نویسنده: نیکا یزدانی تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 3:26

صفحه بندی